تبليغاتX
ღ.•* *•.*ღ•.عاشق۩۞۩تنها* ღ.•* *•.ღ

خسته

و دربه دره شهر

غمم شبم از هرچه شبه سياه تره

زندگي زندون سرد كينه هاست

رو دلم زخم هزا تا خنجره چي مي شد

اون دستهاي كوچيك گرم رو سرم دست

نوازش ميكشيد بر سر تنهايي سردمنو بوسه

اي گرمي به آتيش ميكشيد چي ميشد تو خونه

كوچيك من غنچه غم ها وانمي شدچي ميشد هيچ كيي

تنها نميشد جز خدا هيچ كسي نتها نمي شد من هنوز در

به در شهر غمم شبم از هرچه شبه سياه تره زندكي زندون سرده

كينه هاست رو دلم زخم هزار تا خنجره من هنوز دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه

سياه تره

F

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 2:20 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





دوباره كاري نكن كه دل به حالت بسوزه

اينجوري تو اشك نريز به خدا دنيا دو روزه

دو باره كاري نكن كه باز بخواهي بياي پيشم

خيلي رك بهت بگم من ديگه عاشق نميشم

من ديگه عاشق منميشم

دوباره ديگه گل نفرست اون گلها رو ديگه دوست ندارم

نمي خوام دوباره باز تو رو به يادم بيارم

برو ديگه باز نزن اين جور به من زخم زبون

برو با همون كه بودي اون بود برات هم زبون

ديگه من نايي براي ازتو خوندن ندارم

ديگه من جايي براي با تو بودن ندارم

برو ديگه نميشه نمگ روي زخم من نپاش

ديگه دوست ندارم برو عاشق يكي ديگه باش

عاشق يكي ديگه باش

 

اگه گفتم دوست ندارم پشيمونم پشيمون

اگه نباشي من ميميرم پريشونم پريشون

چشمات مثل يك دريا نگات نمنم بارون

از اون وقتي كه رفتي هراسون هراسونم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:32 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





چشم من بيا منو ياري بكن گونه هام خشكيده شد كاري بكن

به غير از گريه مگه كاري ميشه كرد كاري از دست ما نميياد

اون كه رفته ديكه هيچ وقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد

هر چي دريا توزمين داره خدا با تموم ابر هاي آسمونها

كاش ميداد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گريه كنن

قصه ي كذشته هاي خوب من خيلي زود مثل يك خواب تموم شدن

حالا بايد سرمو آروم بذارم تا قيامت اشك حسرت بذارم

دل هيچكي مثل من غم نداره مثل من غوربتو ماتم نداره

حالا كه گريه دواي دردمه چرا چشمم اشكشو كم مياره

خورشيد روشن منو دزديدن زير اون ابرهاي سنگين كشيدن

همه جا رنگ سياه و ماتمه فرست موندنمون خيلي كمه

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمياد تا قيا مت دل من گريه ميخواد

سرنوشتم چشاش پر خونه نميبينه

زخم خنجرش ميمونه توي سينه

لب بسته سينه ي غرق به خون

قصه ي موندن آدم همينه

اون كه رفته ها ديگه هيچ وقت نمياد تا قيامت دل منو تورو گريه دار ميكنه و ميره اره همين جوريه

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 10:35 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





 

كجايي با كي هستي

دلت در آرزوي ديدن كيست

بي هوشي يا كه مستي چرا از يار ديرينت خبري نمي گيري

بگو آيا دلت هواي يا ديگري رو كرده

مگه ديگه تو قلبت از من خبري نيست

منو ديگه نمي خواهي خودم اين قصه رو ميدونم

من مرغ اسيرم كه ندارم پر پرواز

هر كه در سينه دلي داشت به دلداري داد

دل نفرين شده منه كه تنهاست

من كه ميبيني هر چه دارم

حسرت روي تو دارم

من به مرگم رازي هستم اما نمي آيد عجل

زمونه زمونه بدي است ازعجل هم بايد ناز كشيد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 0:12 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





گفتي از ياد توميرم نه عزيزم مگه ميشه به جاي چشمام قلبم هميشه پيش تو است تا هميشه

فاصله بين منوتو تا كجا دنباله داره قسمت اين بود تا جا بمونيم از هم تا هميشه

روز موعود مطمعا باش كه زيادم دورنيست من كنار تو وتو مال مني تا هميشه

نميدونم ؤكه كجا و با كي هستي نمي خوام كه بدونم باتومن خونه اي ساختم توي قلبم تا هميشه

مگه تونخواستي قول منو تو بمونه پا برجا من كه موندم ولي ازتو خبري پيدا نميشه

يك روزي يك وقتي يك جايي چشم من ميفته تو چشمايتو اما اينهمون خياله كه بامن است تا هميشه

نمي خوام كه نا اميدي بيفته تو قلب خسته ام چي ديددي خدارو شايد بشي مال من تا هميشه

روز موعود مطمعا باش كه زياد هم دور نيست توخيالم من كنار تو وتو مال مني تا هميشه

تقديم به آبجي جونم كه از من جداشد

آدرس جدید آبجیم

               دوشت دالم آبچي چونم چلا ا‍‍‍ژ من جدا شدي

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 11:28 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





سلام امروز بنجشنبه مامان خوبم روزت مبارک خیلی دوست داشتم الان کنارت بودم بهت میگفتم همه ی دنیا رو به بات میریزم مامانی مامانی مامانی .........................با اینکه این همه ازت دورم ولی همیشه حس می کنم کنارمی مامان خوبم سودابه خیلی دلش برات یه ذره شده   فقط یه هفته ی دیگه بعد میام بیشتون روح الله جونم مراقب مامانو بابا باش سودابه راستی هادی هم همین جاست داره انبه می خوره اخه خیلی دوست داره خوب دیگه باید برم  دوستون دارم 

روزها همچنان میگذرد ماهها سپری میشوند و سالها نیز در گذرند و من باز همان مرد تنهای

عاشقانه های تو هستم...

زیبایی این عشق و خاطره شیرینش بعد از این همه مدت دوری و نزدیکی ، شادی و گریه ، غم و غصه

برای من زنده باقی مانده است و امروز را با دلی عاشق و روزهای بعد با دلی عاشقتر به عشقم سپری

میکنم.....

بازهم عاشقتر و بازهم با دلی پاک به دنبال عشق تو آمده ام و هر کجا که قدم می گذاری من نیز همان

سایه تو به دنبال قدمهای تو می آیم...

به دنبالت می آیم حتی اگر شروع سفر تو پایانی نداشته باشد اگر بودن با تو قسمت نباشد اگر دوری تو 

آتش به جانم زند و زندگی را برایم تلخ تر از تلخ کند باز هر کجا که بروی این قلب کوچکم مال توست

و تورا بهانه خواهد کرد  بوسسسس بوسسسسس بای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی                                                                                                          

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 15:25 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





ان قدري كه اشك ريختم برات

فرم چشام عوض شده

ان قدري كه نامه دادم بهت

دست خط من عوض شده

آن قدر صدا كردم تورو

فرشته ها خسته شدن

آ قدر نشستم چشم به راهت

كه جاده ها بسته شدن

تو ظالمي

تو سنگ دلي

تو بي احساسي

آقدر برات گل خريدم

خاستم بين گلها باشي

اما نميدونستم آخر

آنقدربي وفا با شي

آنقدر دلمو دادم به تو

واسه خودم چيزي نموند

آنقدر گل ريختم به پات

گلي تو گلخونه نموند

آنقد سوزوندي دلمو

آتيش بي اثر شده

از ناله هاي هر شبم

خدا خودش خبر شده

آنقدر عكسهاتو بوسيدم

همه عكسات خراب شده

عشقهايي كه ساختيم با هم

همه نقش بر آب شدن

تو توي سينه هيچ قلبي نداري

نه نداري نه

                     

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 23:0 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





 

ببين اي بت دل سنگ ببين از من چي مونده

مي بيني كه بعد ازتو رنگي به عشق ما نمونده 

فقط از تو ميمونه برام خاطرات آشنايي

ندارم پر پرواز نه شوق پر كشيدن

من فقط يك نفس تو سينه دارم تا به تو برسم

كاش مي شد يك بار ديگه دستهاي تو رو بگيرم

كاش ميشد كه عاشقونه در كنار تو بميرم

مي دونستي دو تا دستات براي من مرحمه

لحظه ي نبودن تو لحظه ي مرگ منه

اما رفتي بي بهونه چشماي كدوم غريبه دل بي وفاتو برد

ندارم پر پرواز نه شوق پركشيدن

نه يك نفس دارم تو سينه كه به تو برسم

هيچ وقت نتونستم بگم دوسش دارم

نتونستم بگم بهش احتياج دارم

يك روز به خودم گفتم بسه ديگه اگر دوسش داري بهش بگوديگه

دلمو زدم به دريا گفتم ميرم حالا همه ي حرفهاي دلمو بهش ميگ

اما ديگه من اونو نديدم واسه ي داشتن اون كمي دير رسيدم

كاش كه اون روزها حرفاي دلمو به اون ميگفتم

نه بهش گفتم عمرمي نه گفتم جونمي چرا حرف دلمو من نگفتم

حالا ديگه اون نيست كه بهش بگم ديكه بي تو قلبه من داره ميميره

بگم عاشقتم من ميدونم واسه گفتن اون ديگه ديره

دوباره به ياد تو دلم گرفته نازنين

همه ي دنيام مال تو اي اولي نو آخرين

دوباره خاطرهات آتيشم ميزنه

به هواي خنده هات دلم داره پر ميزنه

قصمت ميدم به قلبت كه مثل چمه زلاله

نگو داشتن نگاهت مثل روئيا محاله

من هنوزم عاشقم اگر به دادم نرسي

پر پر واز منو ميشكنه زخم بي كسي

بيا به من رنگ زندگي بده

                                    آخه عشق تو ميتونه منو تازگي بده

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:42 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





سلام عزيزان اميدوارم كه غم آخرتون باشه نه نميشه به همه گفت كه غم آ خرتون باشه چون آنهايي كه طرفدار

خواننده ي محبوب ودوستار مهستي بودند را تسليت ميگويم متاسفانه مهستي فوت شدند خبر غم انگيزي بود

مهستي خواننده خوب ايراني كه بعضي از شما ها طرفدارش بوديد مرك نابودي به سراغش امد

خب مرگ حق است همه به سوي او خواهيم رفت كسي نمي تواند جلوي اين قدرت الاهي را بگيرد

اميد وارم غم آخر طرفداران مهستي باشد

بي خيالش بشيم مهستي كه مرد ما به خودمون بجمبيم كه مرديم عذاب نكشيم

تقديم به تمام طرفداران او

 

غم بي تو بودنم را تو خوابم نميديدم

شعر رفتنو تو خوندي اونو از لبات شنيدم

آخه ظالم زيرپاتم يك نگاه كن

تا ببيني چه دلهاي زير پاته

دل من هر جاكه باشي با هاته

اين دل عاشق چشم سياهته

پاكي عشق رنگشو پيش تو رنگشو با خته

شده قصه

ميدونم به روي قلبت تموم درها رو بستي

ميدونم مثل يك سايه تورو تنها نميذاره

اون غمم تلخ جدايي

كه حالا مثل يك ياره

اما اين بازي عشقه گاهي تلخه گاهي شيرين

حالا بشنو اين صداي قلبمو

مجنون دلم

دل درد مند مرا

نبود بي تو دوا

خبر قلب مرا بشنو اي تو بي وفا

بيا منو يار خودت بگير

مونسو غم خوار خودت بگير

براي خودت منو يار وفا دار بگر

بي آب وبي نان ميگردم

توي شب مهتاب

ميجويم از هم راز دلم

این دانلود قشنگ از محسن یگانه (حسرت) برای شما عزیزان

زود دانلودش کن یک کلیک کنی حله

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 13:39 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع:





هر چی عکس عاشقونه می خواهیداینجاو   اینجاکلیک کنید

    

                       يك روزي تو بودي و برام جز توكسي ديگه اي نبود نبود

ندونستي كه ديگه دلم بازيچه دست تو بود

من فقط تو فكر تو و خيالات علكي بودم

غصه ي اين دل پرغم رو گفتم

به خيال اينكه ديگه من غمهارو شستم

من گفتم از عشق تو شكستم

دلم رو توي قفس بستمو بستم

من بدون تو كويرم

خشك ميشم زودي ميميرم

من بدون تو ميپوسم

گفتم از عشق نگو عاشق نشو عاشق زياده

چي ميخواهي تو اومدي پاي پياده

توي باغ من پراز برگ هستو منم تنهام

توي اين همه برگها تنها ترينم

من يك عمري خشك شدم خار شدم موندم توي باغ

من برگ بودم اما يك برگ ساف و صادق

خشك شدم و مردم

خورد شدم زير پاهات ساده و ساده

تقدیم به تو هادی جان

این هم عکس هادی

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 22:32 توسط ๑ღ.•* *•.روح الله ღ.•* *•.๑ |
موضوع: